کاردستی ارشیا جونم.
نفس مامان ! فکر کنم دیشب خواب کاردستی دیده بودی ! آخه از صبح که بیدار شدی مدام گفتی برام کاردستی درست میکنی؟ تا اینکه ظهر دست به کار شدیم و با کمک هم یه دونه جوجو کوچولو درست کردیم.بابایی که از سرکار اومد بدو بدو بردی بهش نشون دادی و یه عالمه ذوق کردی.چقدم با دقت واسه بابایی توضیح میدادی: ببین این چشمشه....این تخم مرغه تازه شکسته ، جوجو داره به دنیا میاد..... این پاپیونه....اینم اسم خودمه . مامان نوشته که یه وقت کسی فک نکنه اینو متین درست کرده! ( طفلکی متین! متین خونشونه. چیکار داره به کاردستیه تو ؟؟؟ ) عروسک من! شاید این کاردستیه زیاد تمیز در نیومده باشه ،ولی همین که میدونم با دستای کوچولو موچولو و نازت کمک کردی...
نویسنده :
مامان سمیه
22:01






